شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
306
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
ائمهء تاريخ آوردهاند كه ولادت كسرى در كورهء اسفراين از اعمال نيشابور بود و چون خاتم خسروى به نگين تمكين كسروى « 1 » مزين گشت و گوشه شادروان « 2 » نوشيروان از قمه سماك * 2 / 1 و قبهء افلاك بگذشت ؛ همگى همت بر قمع قواعد ظلم و قلع شجرهء بدعت و هدم بنيان بغى ، مصروف داشت و كلى نهمت در آنچه سبب تكميل فضايل نفس و تحصيل مآثر ذات و اقتناى ذخاير خيرات و ارتقاى درجات نجات است « 3 » ؛ مقصور گردانيد و فرمان داد تا هرصنف از اصناف رعايا در آن شغل كه به ايشان « 4 » موسوم است ؛ شروع نمايند و محترفه و صناع و ارباب حرف از شرايط : من اراد خير الدّارين فيلتزم « 5 » حرفته ، * 3 / 1 تجاوز نجويند و چون خاطر از توفر بر محافظت ملك و ترفيه حال لشكر و تطييب قلب رعايا بپرداخت ، با « 6 » بوذر جمهر حكيم كه تدبير امور به متانت راى او منوط بود و تيسير مهام به حصافت عقل او مربوط ، خلوت ساخت و طرفى « 7 » از جرأت نابسامان « 8 » و اقدام پروقاحت « 9 » و خذلان مزدك و جسارت او بر بىباكى و خسارت و ناپاكى او « 10 » تقرير كرد و گفت : مدتى تمام است تا « 11 » قومى بهسبب نفس بدفرماى و انديشه نابرجاى « 12 » او در تيه ضلالت سرگردانند و در بحر گمراهى غرق و از تلاطم امواج فتن مبهوت و از تراكم افواج نقم حيران . اگرنه مواد فساد او منحسم * 4 / 1 گردانيم و خلق را به « 13 » نهج مستقيم ترغيب كنيم و گروهى مفسد و جاهل را كه پيرو ضلالاند « 14 » به اشراق مصباح هدى تحريض نمائيم از عادتى كه طباع بر آن مجبول است ، چون زمان اعتياد امتداد يابد ، چنان كه تب ربعى خريفى از پيران زايل
--> ( 1 ) - ب : كسرى . ( 2 ) - ب : + جلال . ( 3 ) - ب : - نجات است . ( 4 ) - ب : ايسان . ( 5 ) - ب : فيلتزم . ( 6 ) - اساس : تا . ( 7 ) - ب : شطرى . ( 8 ) - ب : بسامان . ( 9 ) - اساس : بر . ( 10 ) - ب : - او . ( 11 ) - ب : - تا . ( 12 ) - ب : پابرجاى . ( 13 ) - ب : برنهج . ( 14 ) - ب : ضلالتاند .